17 مرداد، بهعنوان «روز خبرنگار»، تنها یک نماد تقویمی نیست، بلکه مجالی است برای تأملی عمیق بر وضعیت نهاد رسانه در جمهوری اسلامی ایران؛ نهادی که همزمان در معرض تهدیدهای درونی و بیرونی قرار دارد و در مسیر ایفای وظیفه خطیر اطلاعرسانی، شفافسازی و کنشگری اجتماعی، با موانعی چندلایه مواجه است.
امروز رسانه، صرفاً ابزار انتقال پیام نیست؛ بلکه کنشگری نهادمند در ساختارهای قدرت، فرهنگ و جامعه محسوب میشود. با این وصف، وضعیت فعلی رسانه در ایران نیازمند آسیبشناسی بنیادین است؛ چراکه تداوم شرایط موجود، نهتنها کارآمدی رسانه را بهمثابه رکن چهارم دموکراسی مخدوش ساخته، بلکه فرایند اعتمادسازی اجتماعی را نیز با بحران مواجه کرده است.
مهمترین چالشهای نظام رسانهای در ایران
۱. وابستگی ساختاری و تحدید استقلال حرفهای
اکثریت رسانههای رسمی کشور، در ساختارهای مالی، مدیریتی و سیاستگذاری، وابسته به نهادهای دولتی یا شبهدولتی هستند. این وابستگی، امکان نظارت مستقل بر قدرت و پیگیری بیطرفانه منافع عمومی را بهشدت کاهش داده و رسانه را از جایگاه «رکن ناظر» به «بازوی تبلیغاتی» فرو کاسته است.
۲. تضعیف سرمایه اجتماعی رسانهها
بیاعتمادی گسترده مردم به رسانههای رسمی، حاصل انباشت سالها ناکارآمدی در اطلاعرسانی، پنهانکاری، سانسور و پوشش سوگیرانه رویدادهاست. این فرسایش سرمایه اجتماعی، رسانهها را از مرجعیت خارج کرده و میدان را برای منابع غیررسمی و غیرقابل راستیآزمایی، خصوصاً در فضای مجازی، گشوده است.
۳. فقدان نظام جامع آموزش و تربیت حرفهای
علیرغم افزایش کمی دانشآموختگان رشتههای ارتباطات و روزنامهنگاری، نظام آموزش رسانهای کشور همچنان با ضعفهای ساختاری مواجه است. شکاف میان آموزش نظری دانشگاهی و مهارتهای عملی مورد نیاز در تحریریههای حرفهای، موجب شده تا بسیاری از فعالان رسانهای فاقد درک عمیق از اصول اخلاق حرفهای، سواد رسانهای نوین و تکنیکهای روز ژورنالیسم باشند.
۴. ناامنی شغلی و تهدیدهای محیط حرفهای
خبرنگاران، بهعنوان نیروی انسانی اصلی رسانهها، در محیطی ناایمن از حیث حقوق شغلی، امنیت روانی و تهدیدهای سیاسی فعالیت میکنند. این شرایط منجر به خودسانسوری، مهاجرت نخبگان رسانهای، و انفعال در قبال مسائل اساسی جامعه شده است.
راهکارهای راهبردی برای بازسازی ظرفیت رسانهای کشور
۱. استقرار الگوی حکمرانی رسانهای مبتنی بر استقلال و پاسخگویی
لازمه تحقق رسانهای حرفهای و اثرگذار، خروج آن از دایره وابستگیهای دولتی و ایجاد سازوکارهای حمایتی در جهت استقلال مالی، تحریری و مدیریتی رسانههاست. الگوهای موفق جهانی نشان میدهند که استقلال رسانه، شرط لازم برای تحقق مسئولیت اجتماعی آن است.
۲. بازسازی سرمایه اجتماعی از طریق ارتقای شفافیت و تنوع روایتها
رسانهها باید با تنوعبخشی به صداها، پرهیز از سانسور، بازگشت به روایتهای مبتنی بر واقعیت و احترام به عقلانیت عمومی، بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان مرجع معتبر اطلاعاتی و تحلیلی در جامعه بازسازی کنند.
۳. تدوین و پیادهسازی نظام جامع آموزش رسانهای و تربیت نیروی حرفهای
ایجاد پیوند مؤثر میان دانشگاه و صنعت رسانه، سرمایهگذاری در آموزشهای ضمن خدمت، طراحی استانداردهای مهارتی و اخلاق حرفهای برای خبرنگاران و تربیت نسلی تازه از روزنامهنگاران دیجیتالمحور، لازمه ارتقاء کیفیت رسانهها در عصر اطلاعات است.
۴. توسعه سازوکارهای حقوقی برای حمایت از خبرنگاران و رسانهها
تدوین نظام حقوقی حمایتی برای خبرنگاران، شفافسازی وضعیت بیمه و قراردادهای کاری، ایجاد نهادهای صنفی مستقل و تدوین دستورالعملهایی برای مقابله با تهدید، فشار و سانسور، از جمله ملزومات تقویت بدنه انسانی رسانهای کشور است.
سخن پایانی
روز خبرنگار، بیش از آنکه یادآور تجلیل از یک قشر باشد، نشانی از مسئولیتی تاریخی است که بر دوش نظام رسانهای کشور نهاده شده است. بدون رسانهای مستقل، شفاف، مسئول و حرفهای، نه امکان پاسخگویی حاکمیت وجود دارد، نه توسعه پایدار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی محقق خواهد شد.
نظام رسانهای ایران امروز نیازمند بازنگری جدی در ساختار، کارکرد و سرمایه انسانی خود است؛ و این مهم، جز از مسیر اراده سیاسی، تعامل حرفهای، و سرمایهگذاری بلندمدت در آموزش و حمایت از بدنه رسانهای میسر نخواهد شد.
بازاندیشی در نسبت رسانه با قدرت، مردم و حقیقت، نه یک انتخاب، که ضرورتی تاریخی است.
به قلم محمدرضا رزمی کلیمانی
1404/05/12
دیدگاهها